بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم بیم
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:56 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه

 

به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم

باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم

بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی

که شدی "ساحل امن من و کشتی نجاتم"

باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری

تشنه ام؛تشنه ی لبهای عطش ناک فراتم

باید احرام ببندم به طواف حرم تو

من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم

با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری

مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم

با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم

باز گریان تماشای قتیل العبراتم

 

سید علیرضا شریفی




امام زمان(عج)مناجات روز عرفه ای یوسف غریب به کنعان نیامدی تنهاترین مسافر دوران نیامدی گویند بوی پ
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه

 

ای یوسف غریب به کنعان نیامدی

تنهاترین مسافر دوران نیامدی

گویند بوی پیرهنت میرسد ولی

ما مانداه ایم و وعدۀ خوبان نیامدی

دارد هنوز نسل جوان پیر میشوند

طولانی است قصۀ هجران نیامدی

خضر انتظار لحظۀ دیدار میکشد

یعقوب دهر بهر تو گریان نیامدی

ایمان چو شعله ایست کف دست مومنین

شد سخت آزمایش ایمان نیامدی

گاهی شکست حرمت والای اهلبیت

گاهی شکست حرمت قرآن نیامدی

قوم یهود،قوم نجس،قوم بچه کش

در قدس و کعبه اند به جولان نیامدی

آتش به جان امت اسلام میزنند

هر جا که هست جمع مسلمان نیامدی

دارند عاشقان شما کشته میشوند

ای پاسدار خون شهیدان نیامدی

خون حسین منتظر انتقام توست

زینب تو را صدا کند از جان نیامدی

ای زائر غریب حرمهای اهلبیت

محصور شد حریم تو جانان نیامدی

اینک اهانتی به مقام خلیل شد

کعبه اسیر فتنۀ طوفان نیامدی

ما را برای لشگر خود انتخاب کن

آماده ایم پای تو هر آن نیامدی

با اهل روضه در عرفه وعده کرده ای

اینجا کسی نگفت پریشان نیامدی

میگفت با عموی تو سالار کربلا

رفتی ولی به خیمه ز میدان نیامدی

 

محمود ژولیده




امام زمان(عج)مناجات روز عرفه ای دعای حسین در عرفات هم صدای حسین در عرفات لابه لای دعا تو را می خوان
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه

 

ای دعای حسین در عرفات

هم صدای حسین در عرفات

لابه لای دعا تو را می خواند...

آشنای حسین! در عرفات

عرفات تو دیدنی باشد

مبتلای حسین در عرفات

ندبه های ظهور می خوانی

پابه پای حسین در عرفات

آن دعا را همیشه می خوانی

با نوای حسین در عرفات

می کنم زمزمه اباصالح

حاجی فاطمه اباصالح

ای شعاع حسین در عرفات

انتظار حسین در عرفات

خیمۀ تو بهشت آن صحرا

ای بهار حسین در عرفات

تو بیا تا که عالمی بیند

اقتدار حسین در عرفات

حاجیان میهمان تو هستند

سفره دار حسین در عرفات

دل دریائی ات همیشه بود

بیقرار حسین در عرفات

بین مهدش تو را صدا می زد

شیرخوار حسین در عرفات

جان آن کودک گلو پاره

برغم فاطمه نما چاره

 

مجتبی روشن روان




امام زمان(عج) مناجات روزعرفه-زمزمه هر سال عرفه دلم می‌گیره از هجر تو دم به دم می‌گیره آشفته و بی‌
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:54 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج) مناجات روزعرفه-زمزمه

 

هر سال عرفه دلم می‌گیره

از هجر تو دم به دم می‌گیره

آشفته و بی‌قرار و خسته

بازم دلامونو غم می‌گیره

 

توی شب غم سحر نیومد

امید چشای تر نیومد

بازم منم و چشم انتظاری

خورشید من از سفر نیومد

 

دلتنگی‌مو جمعه‌ها میارم

تو محراب جمکران می‌بارم

اما همه آرزومه آقا

آخر رو پای تو سر بذارم

 

لب تشنه ولی تشنه‌ی نورم

احساس می‌کنم که از تو دورم

باشه دل من شبیه سنگه

اما برا تو سنگ صبورم

 

دلخسته‌ام از فراق و غربت

کاشکی دعاهام بشه اجابت

کاشکی یه شب جمعه بیائی

در سایه‌ی تو بریم زیارت

 

وقتی تو حرم قیامتیه

وقتی که شب زیارتیه

آتیش می‌گیره دل از فراقش

سهم دل من بی‌طاقتیه

 

بی‌تاب بهشت عالمینم

در حسرت بین‌الحرمینم

دلتنگ طواف کربلا و

دلتنگ زیارت حسینم

 

روضه می‌گیره بوی گل یاس

قلبم می‌شه غرق شور و احساس

وقتی می‌شه حرف لب تشنه

دل پر می‌زنه تا کف‌العباس

 

یوسف رحیمی




امام زمان(عج)مناجات روز عرفه ای امیر عرفه دست من و دامانت جان به قربان تو و گردش آن چشمانت ای امیر
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:54 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)مناجات روز عرفه

 

ای امیر عرفه دست من و دامانت

جان به قربان تو و گردش آن چشمانت

ای امیر عرفه ذكر لبت را قربان

حال پر سوز و غم نیمه شبت را قربان

ای امیر عرفه روح مناجات توئی

مشعر و سعی و صفا مروه و میقات توئی

ای امیر عرفه حالِ مناجات بده

بر گدای حرمت وقت ملاقات بده

ای امیر عرفه گرچه سراپا دردم

گر بیائی به خدا دور سرت می گردم

ای امیر عرفه دیدۀ پر آب بده

دل بیتاب مرا با نگهی تاب بده

ای امیر عرفه فیض دمت را قربان

دل دریایی لبریز غمت را قربان

ای امیر عرفه تنگ غروب است بیا

سر زدن بر فقرا سرزده خوب است بیا

ای امیر عرفه حاجی زهرا برگرد

جان زهرا دگر از خیمۀ صحرا برگرد

ای امیر عرفه خنده بزن بر رخ من

جان زینب بده روز عرفه پاسخ من

ای امیر عرفه! ذكر مدام است بیا

كار این عاشق دلخسته تمام است بیا

ای امیر عرفه دیدن رویت عشق است

مردن امشب به خدا بر سر كویت عشق است

ای امیر عرفه جان گل یاس بیا

آخر مجلس ما روضۀ عباس بیا

ای امیر عرفه در عرفاتی امروز

یا كه در علقمه ی شاه فراتی امروز

ای امیر عرفه شرح بده خود بر من

سر عباس كجا ضرب عمود آهن!!

 

مجتبی روشن روان




مناجات روز عرفه-حضرت مسلم بن عقیل(ع) هواى وصل تو ما را کشانده تا اینجا کریم شهر گدا را کشیده تا اینج
دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت 11:51 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مناجات روز عرفه-حضرت مسلم بن عقیل(ع)

 

هواى وصل تو ما را کشانده تا اینجا

کریم شهر گدا را کشیده تا اینجا

ز بسکه دست گرفتى همین بزرگى تو

گداى بى سر و پا را کشیده تا اینجا

همینکه گفت گنهکار یا کریم العفو

دل شکسته خدا را کشیده تا اینجا

شمیم پیرهن یوسف اید از عرفات

صداى روضه شما را کشیده تا اینجا

یقین کنم که تا دسته ها به راه افتاد

نواى ما شهدا را کشیده تا اینجا

حسین گفتن ما مسلمیه هر سال

نسیم کرب و بلا را کشید تا اینجا

صداى پاى محرم به گوش مى آید

حسین قافله ها را کشیده تا اینجا

بنى گفتن یک مادرى شب جمعه

چقدر اهل بکا را کشیده تا اینجا

سخن ز موى پریشان زینب کبرى

امام صاحب عزا را کشیده تا اینجا

به یار نیزه سوارش به گریه زینب گفت

کمند زلف تو ما را کشیده تا اینجا

ز روى بام کسى ناله زد حسین ببخش

که نامه هام شما را کشیده تا اینجا

عزیز من نگرانم دلم چه بى تاب است

دگر زمانۀ آوارگى ارباب است

 

قاسم نعمتی




روسیاهیم در این خوف رجا را داریم. روسیاهیم ولی لطد خدارا داریم. ستحقیم بسوزیم ولی رحم کنید. ما به غیر از دراین خانه کجارا داریم؟. شدنی نیست ک
شنبه 12 مهر 1393 ساعت 11:8 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روسیاهیم در این خوف رجا را داریم.

روسیاهیم ولی لطد خدارا داریم.

ستحقیم بسوزیم ولی رحم کنید.

ما به غیر از دراین خانه کجارا داریم؟.

شدنی نیست که ما به دربسته بخوریم.

تازمانیکه همین دست دعارا داریم

.تا خود حشر کریمید گدارا دارید.

تا خود حشر گداییم شمارا داریم..

سگ اگر چوب ز صاحب بخورش باکش نیست

.گفتم از سگ که بدانید وفارا داریم.

پای ما لنگ گناه است ولی سینه زنیم.هر

کجا نام حسین است بکارا داریم.

دل ما تنگ محرم شده لبیک حسین.

یازده ماه همین حال و هوارا داریم.

عرفه میرسد و میل زیارت کردیم.

عرفه میرسد و کرببلا را داریم.

کربلایی نشدم اذن ندادند ولی

.ایهالناس بدانید رضا را داریم.

خاک شو تا که دراین خانه زرت گردانند.

تازمانیکه حقیریم بهارا داریم.

من که از قافله قدر عقب افتادم.

عرفه معتکف پنجره فولادم

 

شاعر : سید پوریا هاشمی

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عاشقان مدارج عالى در عروجند با سبکبالى از خداوند پر شدم دیشب تا مرا کرد از خودم خالی دل دنیا گریز باید داشت معرفت نیست جنس بقالی ذبح کردم
شنبه 12 مهر 1393 ساعت 11:7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عاشقان مدارج عالى

در عروجند با سبکبالى

 از خداوند پر شدم دیشب

تا مرا کرد از خودم خالی

 دل دنیا گریز باید داشت

معرفت نیست جنس بقالی

ذبح کردم تعلقاتم را

جای آن گوسفند هر سالی

تا که یکبار هم شده راحت

بزنم دور تو پر و بالی

 بار اگر بار عشق معشوق است

راضيم من به شغل حمالى

 خاک پاى تو را به من دادند

نيست مانند من خوش اقبالى

 پوزه ام را به پات مي مالم

دست خود را سرم که مي مالى

 جبرييل تو مي شويم اگر

برسد از تو غوره کالى

 ما فقيران اگر غذا نرسد

بيشتر مي کنيم خوشحالى

 گریه های جوانیم حتماً

می دهد بار در کهنسالی

عرفه آمد و همه رفتند

سمت گودال "جاى ما خالى"

همه رفتند ساربان هم رفت

تو هنوزم ميان گودالى

 به تو دستم نميرسد، اصلاً...

تو برايم هميشه آمالى

علی اکبرلطیفیان

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



ای دعای عرفات ایه ی عرفان شما عالم کون و مکان مصحف ایمان شما اولیا خادم درگاه غلام تو حسین انبیا ریزه خور سفره ی احسان شما ادم و جن و پری معتکف
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای دعای عرفات ایه ی عرفان شما
عالم کون و مکان مصحف ایمان شما
اولیا خادم درگاه غلام تو حسین
انبیا ریزه خور سفره ی احسان شما
ادم و جن و پری معتکف روضه ی تو
بشریت همه جا دست به دامان شما
سر تو بر سر نی جسم تو بر روی زمین
جامه ی عشق و وفا بر تن عریان شما
عارف راه خدا می شود انکس که شود
عبد درگاه تو و ﺳﺎﺋﻞ ایوان شما
روز محشر چه غم از اتش سوزنده بود
که بود شیعه در ان معرکه مهمان شما

 

حمید کریمی

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



تا که از سوی حق آوای بیا می آید وسط روز گدا پشت گدا می آید هاتفی زد به روی شانه ام و گفت بیا از شفاخانه حق بوی دوا می آید وقتی یک کوه گنه با
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تا که از سوی حق آوای بیا می آید

وسط روز گدا پشت گدا می آید

 

هاتفی زد به روی شانه ام و گفت بیا

از شفاخانه حق بوی دوا می آید

 

وقتی یک کوه گنه با پر کاهی پاک است

از گنه کار نپرسید چرا می آید

 

ناله ها از سر این است که بی چیز شدم

کیسه زر که فرو ریخت صدا می آید

 

حج نرفتم ولی یک لک لبیک حسین

از همین جا که بگویم خدا می آید

 

رخت احرام نبسته همه محرم شده ایم

خودمانیم سپیدی چه به ما می آید

 

آنقدر جرم و خطا سرزده از ما که فقط

به تو بخشیدن این جرم و خطا می آید

 

عرفات است ولی هرکه بگوید یا رب

پاسخش از طرف کرب و بلا می آید

 

وقت قربانی زهرا شده در کرب و بلا

خواهرش دید که خنجر زقفا می آید

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



پسر زهرا کجایی... عرفه بی گل روی تو فقط غم دارد دیده ی منتظرانت همه شبنم دارد یوسف گمشده ی مایی وما آواره دلت آیا خبری از دل ما هم دارد ؟ در نب
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

پسر زهرا کجایی...

عرفه بی گل روی تو فقط غم دارد

دیده ی منتظرانت همه شبنم دارد

یوسف گمشده ی مایی وما آواره

دلت آیا خبری از دل ما هم دارد ؟

در نبودت چقدر معصیتم زخم زده

گفته بودند که هجران تو ماتم دارد

روضه خوان آمده و گریه کنان آمده اند

محفل روضه ی امروز تو را کم دارد

و از مروز به بعد هر که حسینی باشد

تا همان روز دهم بارش نم نم دارد

دل من مضطرب عمه ی غمیدیده توست

 که فقط چند شبی مونس و همدم دارد

گوش کن با دل خود ناله ی محزونی را

مادری آمده از عرش خدا دم دارد

آی مردم که غریب است ابا عبدالله

هرکه داد هوس کرببلا بسم الله

ایها الناس غریب است ابا عبدالله

 

یاسر مسافر

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه دلم از غیر شما میل جدایی دارد پر و بالی بدهی شوق رهایی دارد لحظه ای رخ بنما ، در عوضش جان بستان... عالم عشق، عجب
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام حسین(ع)-مناجات روز عرفه

 

دلم  از  غیر شما  میل جدایی دارد

پر و بالی بدهی شوق رهایی دارد

لحظه ای رخ بنما ، در عوضش جان بستان...

عالم عشق، عجب حال و هوایی دارد!

سر کوی تو ، گدا هر که شد ، آقایی کرد

هر که شد بی سر و پایت ،سر و پایی دارد!!

روز  محشر  همه ی  مدعیان  می بینند...

که  غلام  در این  خانه ، چه جایی دارد!!

دست بر سر مکن  اینقدر  مرا  با مرهم

طالب زخم  چه حاجت  به  دوایی  دارد!

اجلم  را   نرساند  گنهم ... دل  با تو...

وعده ی یک   سفر کرب و بلایی دارد!

ای خوشا روزی هر کس عرفه پیش شماست

صحن بین الحرمینت چه صفایی دارد

دل  اگر  دل بشود ؛ هر قدمش با آقا...

روضه ی دست و علم شور و نوایی دارد!

سر از  کاسه  شکسته  شده  دیگر آخر...

بین این پارچه ، بر نیزه چه جایی دارد؟؟!!!

آنطرف جسم به همراه  زره  غارت  شد...

این طرف خواهرش انگار دعایی دارد...

ای خدا بر گره معجر من  رحمی کن

حرمله دیده ی  تیز و  بی حیایی دارد!!

***

 حاج حبیب نیازی

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



امام زمان(عج )-مناجات روز عرفه آخر نشد شبیه شهیدان دعا کنم با ناله های خویش دلت را رضا کنم احرام بسته اَت نشدم مثل حاجیان دل را چگونه با عرفه
جمعه 11 مهر 1393 ساعت 15:4 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج )-مناجات روز عرفه

 

آخر نشد شبیه شهیدان دعا کنم

با ناله های خویش دلت را رضا کنم

احرام بسته اَت نشدم مثل حاجیان

دل را چگونه با عرفه آشنا کنم

ای کاش مَحرم جَبَل الرحمه اَت شوم

تا در رکاب آیم و در خون شنا کنم

تَرویه چیست روز گرفتاری شماست

کاش ای غریب درد شما را دوا کنم

یک عمر از عطای تو حاجت روا شدم

روزی رسد که حاجتتان را روا کنم

آخر گدای سامره مَرد خدا شود

یعنی به جای غیر ، شما را صدا کنم

آقا منم غلام سیاه سپاه تو

ناقابل است جان من ، اما فدا کنم

آنانکه بر علیه تو شمشیر بسته اَند

با اذن تو سر از تن آنها جدا کنم

هرگاه تو اجازه دهی می زنم به خط

کز مشرکین برائت خود بر ملا کنم

عمری است ، من که گریه کنِ بی کفن شدم

حیف است بهر خود کفنی دست و پا کنم

با روضه های قافله دل های خسته را

ارباب اگر اراده کند ، کربلا کنم




امام زمان(عج)-مناجات عرفه تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم با گر
چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت 8:11 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-مناجات عرفه

 

تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می گیره

دلم هوایی می شه و بونۀ آقا می گیره

این روزایی كه دم به دم غریبی رو حس می كنم

با گریه یاد غربت عزیز نرگس می كنم

تا كه بیای تو از سفر تا كه ببینی حالمو

نذر نگاهت می كنم این اشكای زلالمو

میون طوفان غمت شكسته بال و پر من

كاشكی بیای پا بذاری به روی چشم تر من

كوچه رو صبح جمعه ها هم نفس بوی گلاب

با مژه جارو می زنیم با اشكامون می پاشیم آب

كاشكی بیای و سوغاتی برام بیاری بوی سیب

یا كه یه مهر و تسبیح از تربت ارباب غریب

كاشكی بیای برامون از تشنگی و آب بخونی

بیای رو منبر بشینی روضۀ ارباب بخونی

مسلمیه دم بگیری با گریه و شور و نوا

بیای و با هم بخونیم "حسین من كوفه نیا"

كوفه نیا كه اینجاها قحطی آبه به خدا

حرمله چشم انتظار طفل ربابه به خدا

اینجا تموم مردمش تشنۀ خون لاله اند

با كعب نی منتظر رقیۀ سه ساله اند

همه با فكر انتقام روز می كنن شباشونو

نعلای تازه می زنن تموم مركباشونو

رو خاك گرم كربلا سه روز می مونه پیكرت

خورشید نیزه ها می شه اینجا سر مطهرت

 




امام زمان(عج)-مناجات عرفه ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟ تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من ‌کند رو
چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت 8:10 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-مناجات عرفه

 

ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم

به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟

تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من ‌کند رو؟

من اگر به تو نگویم به که درد خود بگویم؟

اگرم ز در برانی دگر آبرو ندارم

به خدا نمی‌گذاری که بریزد آبرویم

به گناه بی‌شمارم، ز تو سخت شرمسارم

خجلم از این که حتی نمی‌آوری به رویم

من اگر تو را ندیدم تو به من گشای چشمی

چه شود به یک نگاهت بدهند شستشویم؟

تو کنار من نشستی و من از تو دور ماندم

قدمت به روی چشمم قدمی بیا به سویم

من اگر سیاه رویم تو تمام چشم لطفی

به سیاهی‌ام نبینی که سفید گشته مویم

ز هوا پرم درونم چو درون طبل خالی است

تو بیا و اکتفا کن ز کرم به های و هویم

تو به من تبسمی کن تو ز من بپرس حالی

که تمام عرض حالم شده عقده در گلویم

نگهی به «میثمت» کن که بوَد چو جام خالی

چه شود اگر بریزی تو شراب در سبویم

 




عرفه عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی میهمـان حـرمِ جود و سخـایم کردی فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی دل م
چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت 8:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه

 

عـرفـه آمــده و بـاز صـدایم کردی

میهمـان حـرمِ  جود و سخـایم کردی

فرصت دیگری آمـد که مـرا عفو کنی

تا ببخشی گنهـم را تو صدایم کردی

دل ما را بسوی خویش کشیدی یا رب

بـاز از پنجـۀ این نفس  رهایم کردی

تا نیارم به سوی هیچ کسی روی نیـاز

بـر در رحمت و امیـد گــدایم کردی

کرمت هیچ مرا فـرصت گفتـار نـداد

هرچه می خواستم ای دوست  عطایم کردی

حـالم ازحال دعـای عـرفه بخشیدی

بـا چنین حـال تو راهی منـایم کردی

گفتی اوّل نظرت هست به زوار حسین

عـاشق و شیفتــۀ کـرببـلایم کردی

چـون سبکبـال شـدم تا حرم  کرببلا

همـره و  همسفـر پیک  صبایم کردی

کـربـلا گفتم و فریاد ز جانم  برخاست

شکـرلله کـه چنین غرق  نوایم کردی

همره زمـزم اشکی که مرا بخشیـدی

حاجی کعبــه ایمــان و  وفایم کردی

چون «وفائی» تو مرا عشق و سعادت دادی

تا که مشغـول مناجات و دعایم کردی

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



چون ابر سیاهی شده ‌سنگین بار‌م این گونه ز ‌شر‌مسار‌ی ا‌م مي‌بار‌م جود و کر‌مت اميدوار‌م ‌کر‌د‌ه ور ‌نه به چه رو‌ی ‌من به تو روی آر
سه شنبه 23 مهر 1392 ساعت 1:2 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چون ابر سیاهی شده ‌سنگین بار‌م

این گونه ز ‌شر‌مسار‌ی ا‌م مي‌بار‌م

جود و کر‌مت اميدوار‌م ‌کر‌د‌ه

ور ‌نه به چه رو‌ی ‌من به تو روی آر‌م

**

هر لحظه و دم به دم، ظَلَمتُ نَفسِی

من ماندم و بار غم، ظَلَمتُ نَفسِی

گفتی که اگر توبه شکستی بازآ

صد بار شکسته ام، ظَلَمتُ نَفسِی

**

بی توشه و زاد راه، ما لا اَبکِی

رویم ز گنه ‌سیاه، ما لا اَبکِی

در نامه ي ا‌عمال ‌من ‌سر‌گشته

یک ‌حُسن نمانده آه ما لا اَبکِی

**

من آمده ‌ا‌م ‌تو‌شه ‌ا‌ی ‌ا‌ز ‌آ‌هم ‌د‌ه

سوز ‌نفس و اشک ‌سحرگاهم ده

هر چند ‌تما‌م کرده ‌ا‌ی ‌نعمت را

یک بار دگر به کربلا راهم ده

 

یوسف رحیمی

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



قربان چشم یار که مانده به راه من از دور هم به سوی تو باشد نگاه من من از قرارگاه شب قدر آمدم حالا غروب مزدلفه شد پناه من بی چاره میشوم اگر
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:21 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

قربان چشم یار که مانده به راه من

از دور هم به سوی تو باشد نگاه من

 

من از قرارگاه شب قدر آمدم

حالا غروب مزدلفه شد پناه من

 

بی چاره میشوم اگر از تو جدا شوم

دستم بگیر ای غم تو تکیه گاه من

 

دارم امید یک عرفه مَحرمم کنی

با من بگو بیا که تویی از سپاه من

 

هرقدر طی کنم به تو جانا نمیرسم

آخر بگو که چه باشد گناه من

 

این دیده خیمه گاه علمدار کربلاست

آقا بزن قدم تو در این خیمه گاه من

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



امروز به کوی تو گرفتار زیاد است مثل من شرمنده گنهکار زیاد است اما کرم توست که بسیار زیاد است بخشندگی ات حضرت ستار زیاد است در کوی وفا شاه و
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:20 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امروز به کوی تو گرفتار زیاد است

مثل من شرمنده گنهکار زیاد است

اما کرم توست که بسیار زیاد است

بخشندگی ات حضرت ستار زیاد است

 

در کوی وفا شاه و گدا فرق ندارند

وقت کرم تو فقرا فرق ندارند

 

خواندی تو دگر بار به کویت همگان را

هرکس که به سرمایه ی خود دیده زیان را

یا داده ز کف فرصت ماه رمضان را

با خویش بیارد دل و جان نگران را

 

گفتی که گناه دل پر آه ببخشی

امروز به اندازه ی یک ماه ببخشی

 

بعد از رمضان رشته ی خود با تو بریدم

من هرچه کشیدم فقط از خویش کشیدم

روز عرفه آمد و شد تازه امیدم

آغوش گشودی که به سوی تو دویدم

 

من آمده ام باز توانم بده امروز

اصلا تو بیا راه نشانم بده امروز

 

آفت زده بر حاصل من بار ندارد

این بار به غیر از تو خریدار ندارد

این بنده خودش آمده پس جار ندارد

اصلا زمین خورده که آزار ندارد

 

بر آنکه زمین خورده جفا را نپسندند

رفتم همه جا جز تو گدا را نپسندند

 

حالا که من افتاده ام از نام و نشان ها

حالا که نشستم ز فراغت به فغان ها

مگذار بیفتد سخنم روی زبان ها

مگذار شود فاش ز من راز نهان ها

 

من آبرویم در خطر افتاده نظر کن

حالا که گدا پشت در افتاده نظر کن

 

هر چند ندیدم ز دعایم اثراتی

نه حال بکا دارم و نه حال صلاتی

من را برسانید به یار عرفاتی

جز عشق حسین نیست مرا راه نجاتی

 

شرمنده کند باز مرا از کرم خود

ما را به سلامی ببرد در حرم خود

 

این قدر مگو از لب و دندان دُر افشان

این قدر مده شرح ز گیسوی پریشان

خواهر شده از لحن دعای تو هراسان

برگرد مدینه مرو کوفه حسین جان

 

ترسم که کسی بشکند آئینه ات آقا

یا آنکه نشیند به روی سینه ات آقا

 

گفتم عرفه فرصت دیدار مهیاست

هر ساعت این روز خبر دار ز آقاست

خوش آنکه دلش هم نفس یوسف زهراست

اما همه ی عشق فقط روضه ی سقاست

 

در روضه ی او عطر گل یاس بیاید

خود گفته که در روضه ی عباس بیاید

 

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات خو
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه

 

کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات

دست ما را برساند به دعای عرفات

موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟

گوشه ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات

خوش به حال شهدایی که نمردند هنوز

که دلی دارند بشکسته تر از پیرهرات

دردشان دردی ست از درد ابوالفضل علی

تشنه لب با تن پر زخم لب شط فرات

نیست جز از جگر خونی شان این همه گل

نیست جز از نفس زخمی شان این برکات

یا حسین ابن علی عشق، دعای عرفه ست

عشق آن عشق که بیرون بردم ازظلمات

پشت بر کعبه نکردی که چنان ابراهیم

به منا با سر رفتی پی رمی جمرات

به منا رفتی و قنداقه ی توحید به دست

تا بری باشی از ملعبه ی لات و منات

تو همه اصل و اصولی تو همه فرع و فروع

تو همه حج و جهادی تو همه صوم وصلات

ظاهر و باطن تو نیست بجز جلوه حق

که هم آیین صفاتی و هم آیینه ی ذات

مرحبا آجرک الله بزرگا مردا

نیست در دست تو جز نسخه ی حاجات و برات

شعر ناقابل من چیست که نذر تو شود

جان ناقابل من چیست که گویم به فدات

تو کدامین غزلی عطر کدامین ازلی؟

از تو گفتن نتوانند چرا این کلمات؟

جبل الرحمه همین جاست همین جا که تویی

پای این سفره که نور است و سلام و صلوات

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه ظهر زیبای وقوفه یه وقوف آفتابی یه وقوف عاشقونه زیر آسمون آبی عرفات چشش به راهه تا وقوفتو ببینه تا که یک لحظه کنار صاحب خودش بشینه ظهر
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه

 

ظهر زیبای وقوفه یه وقوف آفتابی

یه وقوف عاشقونه زیر آسمون آبی

عرفات چشش به راهه تا وقوفتو ببینه

تا که یک لحظه کنار صاحب خودش بشینه

ظهر زیبای وقوفه کاش منم وقف شما شم

تا یه صبح عید قربون نذر آقای منا شم

من نشستم اینجا مثل یه گدای سرراهی

بین این همه سفید پوش با لباس روسیاهی

میگن امروز عرفاته گدایی فعل حرومه

آخه بخشیدن تو این روز از قدیم رسم و رسومه

بزار یک کم خودمونی درد دل کنم دوباره

بزار تو شبای تارم بریزم یه کم ستاره

گناهام بسکه زیاده کی میتونه بشماره؟

چاره ای برام بساز تا هی بهم نگن بیچاره!

خاک عالم تو سر من که بیچاره ی گناهم

جوونیم هزینه شد، رفت، تو اجاره ی گناهم

کمک کن که دوباره سر سجاده بشینم

تا زیر این آسمونا یک کم افتاده بشینم

دست بکش به روی چشمام هوس نگاتو کردم

یه پر و بالی بده که دوباره هواتو کردم

دستمو بگیر بلند شم قصد کربلاتو کردم

هوس بارون گریه توی روضه هاتو کردم

اجازه می دید که قبل از اینکه ما دعا بخونیم

یک کمی از عرفات کربلایی ها بخونیم

عرفاتی که غریبه عرفاتی که شهیده

عرفاتی که رو نیزه است شکل یک سر بریده

عرفاتی که یه مادر هی می گفت آبش ندادن

ای خدا گهواره ی شیرخوارشو تابش ندادن

عرفاتی که یه خواهر توی قتلگاه براش مرد

خدا می دونه که اونجا چقدر مشت و لگد خورد

عرفاتی که یه دختر قیامت براش به پا کرد

هی می گفت کدوم حرومی سرتو اینجور جدا کرد

عرفاتی که یه سقا توی علقمه فداش شد

یه جوری عمود زدن سجده کرببلاش شد

یه جوری عمود زدن که هیچ جوری بلند نمی شد

یه جوری عمود زدن که سر رو نیزه بند نمی شد

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه لبیک که در دل عرفات است و منایم لبیک که از خویش نمودند جدایم لبیک که سر تا به قدم محو خدایم لبیک که امروز ندانم به کجایم پرواز کنان زین
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه

 

لبیک که در دل عرفات است و منایم

لبیک که از خویش نمودند جدایم

لبیک که سر تا به قدم محو خدایم

لبیک که امروز ندانم به کجایم

پرواز کنان زین قفس جسم ضعیفم

گه در جبل الرحمه و گه مسجد خیفم

آن وادی سوزنده که دل راهسپارش

پیداست دو صد باغ گل از هر سرخارش

دارند همه رنگ خدائی زعبارش

هر کس به زبانی شده همصحبت یارش

قومی به مناجات و گروهی به دعایند

از خویش سفر کرده در آغوش خدایند

این جا عرفات است و یا روح من آن جاست

هم شده آتشکده هم دیده دو دریاست

پای جبل الرّحمه یکی زمزمه بر پاست

این زمزمه فریاد دل یوسف زهراست

این سوز حسین است که خود بحر نجات است

می سوزد و مشغول دعای عرفات است

دیشب چه شبی و چه مبارک سحری بود

ما غافل و در وادی مشعر خبری بود

در محفل حجاج صفای دگری بود

اشک شب و حال خوش و سوز جگری بود

هر سوخته دل تا به سحر تاب و تبی داشت

اما نتوان گفت که مهدی چه شبی داشت

ای مشعریان دوش به مشعر که رسیدید

آیا اثر از گمشدهۀ شیعه ندیدید؟

آیاد دل شب نالۀ مهدی نشنیدید

آیا زگلستان رخش لاله نچیدید؟

آن گمشده مه تا به سحر شمع شما بود

دیشب پسر فاطمه در جمع شما بود

امروز به هر خیمه بگردید و بجوئید

گرد گنه از آینۀ دیده بشوئید

در داخل هر خیمه بگردید و بجوئید

یابن الحسن از سوز دل خسته بگوئید

شاید به منی چهرۀ دلدار ببینید

از یار بخواهید رخ یار ببینید

امروز که حجاج به صحرای منایند

از خویش جدایند و در آغوش خدایند

لب بسته سراپا همه سرگرم دعایند

در ذکر خدا با نفس روح فزایند

کردند پر از زمزمه و ناله منی را

یک قافله بگرفته ره کرب و بلا را

این قافله از عشق به جان سلسله دارند

این قافله با قافله ها فاصله دارند

این قافله جا در دل هر قافله دارند

این قافله تا مسلخ خون هر وله دارند

این قافله تا کعبۀ جان خانه بدوشند

از خون گلو جامۀ احرام بپوشند

هفتادو دو حاجی همه با رنگ خدائی

از مکه برون گشته شده کربلائی

از پیر و جوان در ره معشوق فدایی

جسم و سرشان کرده زهم میل جدائی

اصغر که پدر بوسه زند بر سرو رویش

پیداست شهادت زسفیدی گلویش

خیزید جوانان که علی اکبرتان رفت

ریحانۀ ریحانۀ پیغمبرتان رفت

از مکه سوی کرب و بلا رهبرتان رفت

گوئید به اطفال علی اصغرتان رفت

ای اهل منا شمع دل ناس کجا رفت

از کعبه بپرسید که عبّاس کجا رفت

ای اهل منی کعبه پر از نور و صفا بود

دیروز حسین بن علی بین شما بود

سیلاب سرشکش به رخ و گرم دعا بود

از روز ازل کعبۀ او کرببلا بود

امروز به هجرش همه گریان بنشینید

فردا سر او را به سر نیزه ببینید

در مکّه بپرسید ز زن های مدینه

زینب به کجا رفت کجا رفت سکینه

کلثوم چرا ناله برآورده ز سینه

کو دختر مظلومۀ زهرای حزینه

ای دخترکان یکسره با شیون و ناله

خیزید و بپرسید کجا رفته سه ساله

زین قافله روزی به مدینه خبر آید

کرببلا و بلا زینب خونین جگر آید

با آتش هفتادو دو داغ از سفر آید

از منبر و محراب نبی ناله برآید

تا حشر از این شعله بلرزد دل (میثم)

تنها نه دل (میثم) جان همه عالم

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



امام زمان(عج)-مناجات روز عرفه کیست از این بی نوا بیچاره تر کیست در کویت ز من آواره تر کیست در آوارگی صاحب مکان هر کجا باشم کنار لا مکان کیست
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:14 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

امام زمان(عج)-مناجات روز عرفه

 

کیست از این بی نوا بیچاره تر

کیست در کویت ز من آواره تر

کیست در آوارگی صاحب مکان

هر کجا باشم کنار لا مکان

کیست این درمانده را گردد مجیب

غیر تو ای بهترین یار و حبیب

من بذکر نامت عادت کرده ام

مستی از جام سعادت کرده ام

وای اگر رویت بگردانی ز من

مستیِ کویت بگردانی ز من

من بدرگاه تو رو آورده ام

دیده ای در جستجو آورده ام

هرکه از درگاه خود می رانَدَم

نازنین ارباب من می خوانَدَم

من غبار کاروان را دیده ام

سوز زنگ قافله بشنیده ام

من هم آخر کربلایی می شوم

با دعایی نینوایی می شوم

با حسین و زینب و عباس او

می شوم همراه باغ یاس او

بر دعای اصغرش دل بسته ام

بر سه ساله دخترش دل بسته ام

با علی اکبر من و هم عهدی ام

تا ابد پای رکاب مهدی ام

خرّم آنروزی که عبدت می شوم

با سر و جان خرج عهدت می شوم

***

حاج محمود ژولیده




عرفه تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه شكسته كشتی دلم، به ناله های عرفه بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما ای گل سجاده نشین، به یك دعای عرف
دوشنبه 22 مهر 1392 ساعت 6:13 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه

 

تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه

شكسته كشتی دلم، به ناله های عرفه

بر پرِ سجاده‌ی دل، گره نشسته، وا نما

ای گل سجاده نشین، به یك دعای عرفه

به روی خاك بسته‌ام، تیمم نیایشی

تو را قسم اشارتی، بر این گدای عرفه

دخیلِ بندِ خیمه‌ی عزیزِ آل كوثرم

شفا بده مریض را، تو ای شفای عرفه

قسم به جد اطهرت، قسم به اشك مادرت

به هر نفس بخوانمت، به نغمه‌های عرفه

رها نمی‌كنم تو را، غریب دشتِ زمزمه

من و غروبِ قسم و تو و خدای عرفه

چه كرده‌ای تو با دلم، در این نسیمِ واپسین

به روضه‌ای مهار كن! تو عقده های عرفه

 

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه، معرفت یار به دلدار بود عرفه، جلوه گه دیده بیدار بود عرفه، رازو نیاز است به پهنای وجود عرفه ، گ
پنجشنبه 31 مرداد 1392 ساعت 1:16 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه، معرفت یار به دلدار بود
عرفه، جلوه گه دیده بیدار بود
عرفه، رازو نیاز است به پهنای وجود
عرفه ، گریه عشق است به هنگام سجود
عرفه، حرف من و توست که او میگوید
عرفه ،شرط حضور است که او میگوید
عرفه، سوز و گداز من بی سامان است
عرفه ، باغ نیازم که دراین دامان است
عرفه نور بود معرفت و شور بود
دل بیدار بدان جلوه ای از طور بود
عرفه وصف خداوند ز لبهای خود است
عرفه ،عشق نگرغرق به دریای خود است
زائرین عرفات و زمزمه ، ذکر دعا
دلربا تر ز همه ، نام حسین و کربلا
کر بلا و قتلگاه ومشک خشک وعلقمه
هنوزهم میشنوم ناله و آه فاطمه

 

مهدی روحانی کاشمری

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه ضجه ز اعماق جگر مي چسبد گريه ي اهل دل و اهل نظر مي چسبد گرچه امروز فقط روز حسين است ولي عرفه
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 9:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه ضجه ز اعماق جگر مي چسبد

گريه ي اهل دل و اهل نظر مي چسبد

گرچه امروز فقط روز حسين است ولي

عرفه روضه ي سقا چقدَر مي چسبد...

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



بمناسبت روز عرفه تو رو خدا حق این شعر را ادا کنید عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد عرفه دیده ی باران
جمعه 05 آبان 1391 ساعت 14:24 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بمناسبت روز عرفه

تو رو خدا حق این شعر را ادا کنید

عرفه روضه زینب چقَدَر می چسبد

عرفه دیده ی بارانی و تر می چسبد

عرفه بال بگیرم ز دم روضه ی تو

بزنم تا حرم پاک تو پر می چسبد

عرفه گریه کنان خاک بریزم بر سر

گر بماند ز غمت در دل اثر می چسبد

خواندن خطبه و رسوا شدن اهل عرب

نام این کار گذارید هنر، می چسبد

سر ارباب جدا شد جلوی نهر فرات

روضه خوان روضه بخوان روضه ی سر می چسبد

قتلگه بودم و دیدم که کسی می گوید

سر بریدن جلوی چشم پدر می چسبد

نیزه در دست کسی گفت به صد خوشحالی

زدن نیزه به بالای جگر می چسبد

ناگهان گفت رقیه به یکی از اعراب

زدن عمه ی ما بین گذر می چسبد ؟

یک حرامی به خودش گفت که این زینب هم

گر بگیرد ز لگد درد کمر می چسبد

 سروده جعفر ابوالفتحی

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین خط پیشانی تو مظهر وجه الهی بس که مستغرق
جمعه 05 آبان 1391 ساعت 10:23 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین

چشمه ی آب حیاتی لک لبیک حسین

خط پیشانی تو مظهر وجه الهی

بس که مستغرق ذاتی لک لبیک حسین 

ز ازل بندگیم نوکری خانه ی توست

حقاً ارباب صفاتی لک لبیک حسین

بین طوفان گنه غرق شدم کاری کن

ای که کشتی نجاتی لک لبیک حسین

کاش سر تا به قدم گریه شوم آب شوم

تو قتیل العبراتی لک لبیک حسین

باز از قافله کرب و بلا جا ماندم

کن عطا برگ براتی لک لبیک حسین




حسن علیپور روز عرفه چون خدا طالب گدا شد باز در رحمت به روی ما شد باز بنده شرمنده ی خدا شد باز
پنجشنبه 04 آبان 1391 ساعت 11:9 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

روز عرفه

 

چون خدا طالب گدا شد باز

در رحمت به روی ما شد باز

بنده شرمنده ی  خدا شد باز

او خریدار اشک ما شد باز

خبر آمد گناه می بخشد

کوه عصیان به کاه می بخشد

روز الطاف کبریا، عرفه

مژده ی بخشش و عطا، عرفه

روز مهمانی خدا عرفه

السّلام علیک یا عرفه

من از ماه توبه جا مانده

بنده ای دور از خدا مانده

به سرم آمده بلا چه کنم؟

گشته ام سخت مبتلا چه کنم؟

به خودم کرده ام جفا چه کنم؟

نپذیری اگر مرا چه کنم؟

هیچ کس همچو من نمی خواهد

عبد توبه شکن نمی خواهد

من زمین خورده ام مرا نزنی

عبد افسرده ام مرا نزنی

در گنه مرده ام مرا نزنی

پی به خود برده ام مرا نزنی

تو ببین عذر اشتباه مرا

به روی من نزن گناه مرا

نشود تا که بنده ات رسوا

خوب و بد را ز هم مساز جدا

دَرهم این بار هم بخر ما را

 تو و رد کردن گدا حاشا

ورنه من از خجالت آب شوم

مپسند پیش کَس خراب شوم

گر ندارم بها، نگهدارم

گوشه ی این سرا نگهدارم

تو بیا از خطا نگهدارم

تا روم کربلا نگهدارم

بلکه روزی به کار تو آیم

با شهادت  کنار تو آیم

جبلُ الرحمة کوه عشق و صفاست

عرفات از حضور تو زیباست

ای دل آرام خیمه ی تو کجاست

وعده ی ما به روضۀ سقّاست

نرسیدم اگر به مهمانی

کن قبولم مرا به قربانی

کاروانی که لاله ها دارد

ای خدا عزم کربلا دارد

کوفه در سر چه نقشه ها دارد

شهر مکر است و ماجرا دارد

گل زینب کجا، سُمِ مرکب

این همه غم کجا، دل زینب

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟ چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا ؟ رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و
چهارشنبه 03 آبان 1391 ساعت 8:45 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟

چقدر ناله زنم  آه ، کجایی آقا ؟

 

رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و...

پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا

 

منتظرهات همه منتظر ماه حسین

انتظاری که گره خوده به این عاشورا

***

حاجیان در عرفات اند ولی من اینجا

بین این روضه ام و در حرم کرببلا

 

عرفه آمده یعنی که مهیا باشید

تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا

 

سینه زن ها چقدر فرصتمان محدود است

پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا

 

دوش دیدم که کسی در عرفاتم می گفت

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

 

هرکه مجنون حسین است بگو برخیزد

هرکه دیدار خدا خواست بیاید با ما

یاسر مسافر

موضوعات مرتبط: روز عرفه ,



چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد به دامن جبل الرحمه پا به پای حبی
دوشنبه 01 آبان 1391 ساعت 8:58 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایــم کرد
خدا به خاطر ارباب این عطایـــم کرد
به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیـب
به آستان رفیع دعا رهایـــــــم کرد
چه فرصتی که به همراه کاروان حسین
مسافر سفر دشت نینوایــــــــم کرد
ز سعی مروه و سعی صفا عــــبورم داد
به طوف حج حقیقی دل آشنایـم کرد
چه منتی که در این روز معرفت،اربـاب
به خوان نعمت العفو خود گدایــم کرد
منی که هیچ نبودم به شی مذکــوری
به حب فاطمه شایسته ثنایم کـــــرد
به افتخار علی ره به بام هــــــم داد
که هم نشین تمام فرشته هایــم کرد
ز گریه حوله احرام دلبرم خیس اسـت
صدای ناله ارباب مبتلایم کـــــــرد
همه به حال دعای حسین می گـریند
نوای یارب زینب پر از نوایــــم کرد
به دیده اشک مناجات کئکان زیباست
ز گاهواره خود کودکی ندایم کــــــرد
علی اکبر و طعم فراز های دعـــــــا
به شیوه های دعا خواندن آشنایم کرد
به اشک چشم علمدار کاروان سوگــند
حسین بود که دلداده خدایم کـــــرد
همان حسین که با جلوه کرامت خــود
کرم نمود و صدا سوی خیمه هایم کرد
بدون اذن خودش کربلا نمی آیـــــم
ز درد با که بگویم که کربلایم کـــرد
خوشم از آنکه بگویم به دوستان شهید
حسین عاقبت از عشق خود فنایم کرد

" محمود ژولیده "




 
منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26719
:: کل نظرات : 2618

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 1812

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1,089
:: باردید دیروز : 997
:: بازدید هفته : 3,980
:: بازدید ماه : 23,099
:: بازدید سال : 222,726
:: بازدید کلی : 15,699,854