بانک جامع اشعار مذهبی روضه و مرثیه - اشعار جدید شعرای آئینی
آخرین ارسال های انجمن
تقدیم به مدافعان حرم حرم زینب عجب حال و هوایی دارد سوریه، فیض شهادت چه صفایی دارد بنویسید به روی ک
پنجشنبه 19 آذر 1394 ساعت 13:19 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم

 

حرم زینب عجب حال و هوایی دارد

سوریه، فیض شهادت چه صفایی دارد

بنویسید به روی کفن این شهداء

چقدر عمه ی سادات فدایی دارد

 

امیر عظیمی

 

کانال تلگرام سایت حرم شاه :

https://telegram.me/harameshah2

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



بداهه‌ای از گروه خیزش بیداری ادبی، با موضوع: محکومیت به شهادت رساندن شیعیان مظلوم افغانستانی توس
شنبه 23 آبان 1394 ساعت 7:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بداهه‌ای از گروه خیزش بیداری ادبی، با موضوع: 

محکومیت به شهادت رساندن شیعیان مظلوم  افغانستانی توسط داعش

 

خون تو ریخت بر زمین اما خونت از ما جدا نخواهد بود

بین ما و تو بعد از این حرف از مرز و جغرافیا نخواهد بود

کربلا در عراق و ایران است کربلا در منامه و کابل

هرکجا خون شیعه جاری شد خارج از کربلا نخواهد بود

از غدیر آمدیم و پیوستیم در مسیر نجف به کرببلا

خون ما ابتدای جنبش شد شیعه را انتها نخواهد بود

شیعه یعنی شهید یعنی خون پس ، از اهدای سر نمی ترسیم

ما نشان داده ایم قربانگاه منحصر بر منا نخواهد بود

شیعه یعنی قتال با ذلت شیعه یعنی که مرگ با عزت

کل یوم و کل ارض را جای هیچ ادعا نخواهد بود

شیعه اینجا به فکر افغان و شیعه آنجا به فکر ایران است

-شیعیان نفس یکدگر شده اند- سخنی نابجا نخواهد بود

سینه هامان حماسه ی خون است هردوتا چشم کاسه ی خون است

آنچنان شد سپید گیسومان که علاجش حنا نخواهد بود

سر اگر هم جدا کنند از ما بر سر عهد خویش می مانیم

پشتمان گر دوتا شود از داغ حرفهامان دوتا نخواهد بود

باید از سر گذشت و تن پوشید جای این رختها کفن پوشید

دین که لنگ جهاد شد گیر ربنا آتنا نخواهد بود

سرسپردیم بر سر کویی جانمان شد فدای بانویی

که بدون وجود آن بانو کربلا ، کربلا نخواهد بود

لبه ی تیز تیغ برانیم آیه های جهاد قرآنیم

تیرمان سمت دشمن مولاست این سخن از هوی نخواهد بود

در دفاع از حریم دین و حرم کابل و کربلا ندارد فرق

ملک شیعه مطهر و پاک است جای رجاله ها نخواهد بود

حرمله ذبح (طفل کابل ) کرد بغض ما بذر نعره شد گل کرد

نتوان بیش از این تحمل کرد کوه حق بی صدا نخواهد بود

طفل افغان اگرچه ذبح شده زن افغان اگرچه گشته اسیر

هیچ روزی شبیه عاشورا هیچ جا کربلا نخواهد بود

می شناسند اهل طوفان را پنجه ی دره گیر شیران را

فاطمیون -سپاه افغان را- بت حریف خدا نخواهد بود

مرگ بر مکر ، مکر امریکا  داعش و طالبان و النصره

مرگ بر پول ، نفت آل سعود  مکرشان را بقا نخواهد بود

پرچم سید خراسانی را به دست ولی عصر دهیم

کوری چشم دشمنان علی شیعه بی مقتدا نخواهد بود

شور جنگاوری به سر داریم مرد جنگیم ما جگر داریم

هر زمانی که تیغ برداریم کس جلودار ما نخواهد بود

پای تا سر حرارت و شوریم تیغ قهریم در نیام زمان

مثل آتش که زیر خاکستر شعله در انزوا نخواهد بود

می رسد دولت انا المهدی فرصت دیرپای خوش عهدی

روزگاری که بر لب عالم حرف چون و چرا نخواهد بود

 

علی اکبر لطیفیان ، محمد رسولی ، سید مهدی میری لواسانی ، محمد بختیاری ، مجید نجفی ، احمد بابایی ، ایمان کریمی ، ابوالفضل محمدی ، علی ذوالقدر ، محمود شریفی(کمیل)و محسن ناصحی ، حامد خاكی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



استکبار ستیزی همواره میــان "حقّ" و "باطل" جنگ است بی بغض عـدو ، پایه ی ایمــان لنـگ است مصداق "ی
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:7 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

استکبار ستیزی

 

همواره میــان "حقّ" و "باطل" جنگ است

بی بغض عـدو ، پایه ی ایمــان لنـگ است

مصداق "یزیـــد" عصــر ما "آمریــکا"ست

با "دشمن اهل بیت"، "سازش" ننگ است

 

مصطفی هاشمی نسب

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



استکبار ستیزی ما و نفسی اسیر دنیا ، هیهات با منطق زور و زر مدارا ، هیهات امروز یزید دولت امریکاست
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

استکبار ستیزی

 

ما و نفسی اسیر دنیا ، هیهات

با منطق زور و زر مدارا ، هیهات

امروز یزید دولت امریکاست

از شمر امان گرفتن ما ، هیهات

 

محسن ناصحی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



بصیرت - استکبار ستیزی در پاسخ به \
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:5 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

بصیرت - استکبار ستیزی

 

در پاسخ به "چرا مرگ بر آمریكا؟"

سروده و سخنش "مرگ بر تو آمریكا!"

به خاطر وطنش "مرگ بر تو آمریكا!"

شهید غرق به خونی كه قاتلش بودی

نوشته بر كفنش "مرگ بر تو آمریكا!"

به خاطر دل مادر كه میزند بوسه

به پاره های تنش، "مرگ بر تو آمریكا!"

برای كشتن بابای خوب آرمیتا

گلوله در بدنش... "مرگ بر تو آمریكا!"

علیرضا و غم چشم روشنش ای وای

پدر... نیامدنش... "مرگ بر تو آمریكا!"

به اشتیاق جهاد، آن جوان چه حك كرده

به روی پیرهنش؟ "مرگ بر تو آمریكا!"

به هر طرف بروی این صدای آزادی است

تو بشنو از دهنش "مرگ بر تو آمریكا!"

قیام ملت مستضعفین برابر ظلم

و جور اهرمنش "مرگ بر تو آمریكا!"

رسیده عصر خمینی بت شكن اینك

عصای بت شكنش "مرگ بر تو آمریكا!"

 

فاطمه عارف نژاد

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



استکبار ستیزی همواره نبرد حقّ و باطل برپاست هر روز برای مسلمین عاشوراست مِصداق صحیح لَعَنَ اللهُ
چهارشنبه 20 آبان 1394 ساعت 11:3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

استکبار ستیزی

 

همواره نبرد حقّ و باطل برپاست

هر روز برای مسلمین عاشوراست

مِصداق صحیح لَعَنَ اللهُ یزید

امروز شعار مرگ بر آمریکاست

 

یوسف رحیمی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



خروش پشت خروش و سپاه پشت سپاه سپاه می رسد از هر طرف به محضر شاه غرش شیران اگر بلند شود زبان کرکس و ر
سه شنبه 14 مهر 1394 ساعت 9:40 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت رژیم فاسق آل سعود

 

خروش پشت خروش و سپاه پشت سپاه

سپاه می رسد از هر طرف به محضر شاه

غرش شیران اگر بلند شود

زبان کرکس و روباه میشود کوتاه

تمام راهزنان خلیج میسوزند

به ( حر نار ) ، جهنم به تیغ وآتش و آه

به جان فاطمه سوگند جان به در نبرد

ز دست شعله ی آتش کسی به مخزن کاه

سقوط میکند آل سعود خیلی زود

به تیغ همینه ی لشکر ولایتخواه

به روی پرچم لشکر نوسته خواهد شد

فداءیان حسن راهیان بیت الله

و روی گنبد خضراء دیده خواهد شد

محرم و صفر و فاطمیه رخت سیاه

فراز ماذنه های مدینه میپیچد

نوای ( اشهد ان علی ولی الله )

 

 

مجید آقاجانی ( گدای ارباب )

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



محکومیت آل سعود لعنت به دل هواپرستت باشد فردا بخدا روز شکستت باشد ما ایل و تبار حضرت فیروزیم "گفت
سه شنبه 14 مهر 1394 ساعت 9:34 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

لعنت به دل هواپرستت باشد

فردا بخدا روز شکستت باشد

ما ایل و تبار حضرت فیروزیم

"گفتیم فقط حساب دستت باشد"

 

سید مجتبی شجاع

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



به یاد قاری پرپرشده قرآن در حادثه منا، محسن حاجی حسنی کارگر از همون اولشم اهل سفر از همون اولشم ره
یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 19:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به یاد قاری پرپرشده قرآن در حادثه منا

محسن حاجی حسنی کارگر

 

از همون اولشم اهل سفر

از همون اولشم رها بودی

از همون اولشم کبوترِ

صحن و گنبد امام رضا بودی

  

حتی مرگم نتونست که خنده رو

از رو لبهای قشنگت بگیره

با لب تشنه، توو صحرای منا

جون دادی، الهی مادر بمیره

 

بیا اینبار واسه ی این دل تنگ

واسه ی این چشای ابری بخون

بیا ای قاری خوش صدای من

واسه مادر آیه ی صبری بخون

 

چرا ساکتی؟ بخون تا با صدات

تا خدا، تا آسمونا بپرم

کی تونست اینجوری پرپرت کنه؟

از نفس کی تورو انداخت پسرم؟

 

هاجرم، هاجر بی قراری که،

دیگه اسماعیلشو نمی بینه

محسنم! دیگه چطوری گوش بدم

بعد تو به روضه های مدینه

 

ما فقط روضه ها رو شنیدیم و

تو خودت توو قلب ماجرا بودی

شنیدم که راهو بستن روی تو،

شنیدم که زیر دست و پا بودی

 

یوسفم! گرگایی داره اونورا

که نشستن به کمین پیرهنت

گل من! دینه اونا، کینه شونه

نقشه ها دارن برای چیدنت

 

با شهادتِ میون غربتت

یه نهیب به غیرت ماها زدی

میدونم با نفسای آخرت

مهدی فاطمه رو صدا زدی

 

قاسم صرافان




محکومیت آل سعود وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم قلم به خون زده ام تا كه از منا بنویسم به استخاره ن
چهارشنبه 08 مهر 1394 ساعت 10:46 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

وضو گرفته ام از بهت ماجرا بنویسم

قلم به خون زده ام تا كه از منا بنویسم

به استخاره نشستم كه ابتدای غزل را

ز مانده ها بسرایم ؟ ز رفته ها بنویسم ؟

نه عمر نوح نه برگ درختهای جهان هست

بگو كه داغ دلم را كی و كجا بنویسم ؟

مصیبت «عطش»و «میهمان ‌كشی» و «ستم »را

سه مرثیه‌ست كه باید جدا جدا بنویسم

چگونه آمدنت را به جای سر در خانه

به خط اشك به سردی سنگها بنویسم ؟

چگونه قصه ی مهمان كشی سنگدلان را

به پای قسمت و تقدیر یا قضا بنویسم ؟

منا كه برف نمی آید این سپیدی مرگ است

چسان ز مرگ رفیقان با صفا بنویسم ؟

خبر زتشنگی حاجیان رسید و دلم گفت :

خوش است یك دو خطی هم ز کربلا بنویسم :

نمانده چاره به جز اینكه از برادر و خواهر

یكی به بند و یكی روی نیزه ها  بنویسم

نمانده چاره به جز گفتن از اسیر سه ساله

چه را ز ناله ی زنجیر و زخم پا بنویسم

به روضه خوان محل گفته ام غروب بیا تا

تو از خرابه بخوانی...من از منا بنویسم ....

 

حامد عسگری

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



محکومیت آل سعود خبر آورده‌اند از مکه خبری داغ، داغ و طاقت‌سوز خبر آورده‌اند از مکه که منا، کربل
چهارشنبه 08 مهر 1394 ساعت 10:44 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

خبر آورده‌اند از مکه

خبری داغ، داغ و طاقت‌سوز

خبر آورده‌اند از مکه

که منا، کربلا شده امروز

 

خبر آورده‌اند از مکه

راه را بسته‌اند بر مردم

خائنان سقیفه‌ی نیرنگ

وارثان قبیله‌ی هیزم

 

لحظه‌ای دل نمی‌شود فارغ

از غم این جنایت خونبار

پشت این پرده باز مشهود است

دست‌های پلید استکبار

 

دست آنان که در جهان امروز

به زَر و زور خویش می‌نازند

در یمن، غزّه، در دمشق و عراق

هردم از کُشته، پُشته می‌سازند

 

خونِ مظلوم سخت دامن‌گیر...

خونِ مظلوم خون‌بها دارد

می‌رسد فاتحی که در درستش

پرچم سرخ کربلا دارد

 

خبر از سمت مکه می‌آید

خبری داغ، داغ و طاقت‌سوز

می‌رسد ذوالفقار خون‌خواهی

می‌رسد روز مرگتان آن روز

 

ای رژیم خبیث کودک‌ کُش!

عمر نحس تو رو به اتمام است

کوری چشم هر چه وهّابی

صبح فردا به نام اسلام است

 

یوسف رحیمی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



محکومیت آل سعود از حد گذشته ظلم و برایش حدود نیست آسایشی میان تمام وجود نیست دارد خبر ز ماتم و اند
چهارشنبه 08 مهر 1394 ساعت 10:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

از حد گذشته ظلم و برایش حدود نیست

آسایشی میان تمام وجود نیست

دارد خبر ز ماتم و اندوه دیگری

در مجمری که دود ز اسپند و عود نیست

اینان یهودیند مسلمان که نیستند

طرحی به جز یهود در آل سعود نیست

کی گفته با وجود شیاطین حریم وحی

در سلطه ی مقاوم قوم یهود نیست

حب علی که نیست چه دارند در نماز

روحی در این قنوت و قیام و سجود نیست

وقتش رسیده تیشه به نخل ستم زنیم

جایی برای عرضه ی گفت و شنود نیست

این بستن مسیر به حجاج بی گناه

آیا مرام قاتل یاس کبود نیست

آقا به ذوالفقار تو دل بسته ایم ما

تعجیل کن زمان ظهور تو زود نیست

 

سید هاشم وفائی




محکومیت آل سعود تا قابل نوری از سحرگاه شدند از فلسفه ی عروج آگاه شدند رفتند به حج، درعرفات و به من
چهارشنبه 08 مهر 1394 ساعت 10:43 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

تا قابل نوری از سحرگاه شدند

از فلسفه ی عروج آگاه شدند

رفتند به حج، درعرفات و به منا

یکباره مهاجر الی الله شدند

 

سید هاشم وفائی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



محکومیت آل سعود کاروان از هفت شهر عشق و عرفان بگذرد راه بیت الله اگر از هند و ایران بگذرد مهربانا!
دوشنبه 06 مهر 1394 ساعت 10:59 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

کاروان از هفت شهر عشق و عرفان بگذرد

راه بیت الله اگر از هند و ایران بگذرد

مهربانا! یک دو جامی بیشتر از خود برآ

مست تر شو تا غدیر از عید قربان بگذرد

«خون نمی خوابد» چنین گفتند رندان پیش از این

کیست می خواهد که از خون شهیدان بگذرد؟

نغمه اش در عین کثرت، جوش وحدت می زند

هرکه از مجموع آن زلف پریشان بگذرد

پرده ی عشّاق، حاشا بی ترنّم گل کند

شام دلتنگان مبادا در غم نان بگذرد

وای روز ما که در اندوه و حرمان سر شود

حیف عمر ما که در دعوا و بهتان بگذرد

خون سهراب و سیاوش سنگ فرش کوچه هاست

رستمی باید که از این آخرین خوان بگذرد

کاشکی این روز ها بر ما نمی آمد فرود

حسرت این روز ها بر ما فراوان بگذرد

کافر از کافر گذشت و گبر یار گبر شد

کاش می شد تا مسلمان از مسلمان بگذرد

حال و روز عاشقان امروز بارانی تر است

نازنینا! اندکی بنشین که باران بگذرد

از شراب مشرق توحید خواهد مست شد

گر نسیمِ هند، از خاک خراسان بگذرد

 

علیرضا قزوه

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



محکومیت آل سعود جماعتی که ره آفتاب می بندند هنوز هم به رخ خود نقاب می بندند به پای محکمۀ عدل با هزا
دوشنبه 06 مهر 1394 ساعت 10:57 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت آل سعود

 

جماعتی که ره آفتاب می بندند

هنوز هم به رخ خود نقاب می بندند

به پای محکمۀ عدل با هزاران جرم

لبان خویش به روی جواب می بندند

به پشت سنگراسلام اهل نیرنگند

برای حیله رهی از سراب می بندند

چه غافلند به دنیا تمام طایفه ای

که دل به خانۀ سست حباب می بندند

برای کشتن اولاد او علم شده اند

اگرکه دست علی را طناب می بندند

نخوانده اند زهجده ورق اگر سطری

ولی به دست جهالت کتاب می بندند

به خون محسن زهرا نوشته شد این قوم

به روی غنچۀ ششماهه آب می بندند

به شوق ریختن خون پاک ثارلله

به روی دست شقاوت خضاب می بندند

**

کجاست منتقم  کربلا،که یارانش

کمر به یاری این انقلاب می بندند

 

سید هاشم وفائی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



برای قربانیان مظلوم حادثه جانسوز منا-محکومیت آل سعود بعد یك عمر منتظر ماندن اسم بابا در امده امسا
دوشنبه 06 مهر 1394 ساعت 10:56 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

برای قربانیان مظلوم حادثه جانسوز منا-محکومیت آل سعود

 

بعد یك عمر منتظر ماندن

اسم بابا در امده امسال

شادی از چشمهاش معلوم است

همه یِ خانه سر خوش و خوشحال

 

یازده سال ِ منتظر مانده

زائر خانه ی خدا بشود

یازده سالِ گریه میكرده

راهیِ مروه و صفا بشود

 

وقت رفتن برای بدرقه اش

همه تا پای كاروان رفتیم

زیر قرآن كمی تبسم كرد

گفت نامهربان ،گران ،رفتیم

 

هركسی حاجتی به او میگفت

بچه ام را دعا بكن حاجی

مادرم مدتیست بیمار است

جای ماهم صفا بكن حاجی

 

در مدینه بقیع یادم باش

هر كسی داشت خرده حاجاتی

خواهر كوچكم صدایش زد

یك لباس عروس و سوغاتی

 

رفت بابا سوار ماشین شد

بغض مادر كه ناگهان تركید

گفت باگریه و دعایی خواند

به سلامت برید و برگردید

 

تِِلِفن زد پدر به او گفتم

ریسه های حیاط را بستم

كار دارد هنوز كوچه ولی

سخت دلتنگ و منتظر هستم

 

گفت مُحرم شدیم در شجره

حس وحالش شده است معراجی

گفت باید كچل شوم پسرم

بعد ازین ها به من بگو حاجی

 

خواهرت هر چه گفته بود آنجا

همه را یك به یك خریدم من

راستی، ساعتی كه تو گفتی

هر چه گشتم ولی ندیدم من

 

گفت چونكه مدینه اولیٓ است

قبل عید غدیر میآید

كارها را عقب نَیٓندازم

به خیالی كه دیر میآید

 

تِلِفن قطع شد وٓ ما هر روز

از رسانه پی خبر بودیم

گاه مشعر و گاه هم عرفات

چشم گردان، پیِ پدر بودیم

 

روز قربان حدود ساعت ده

خبری زود  حرف مردم شد

كشته های زیاد در عرفات

عید در كام مادرم گم شد

 

زنگ خانه مدام هی میزد

خبر از مكه و منا دارید؟

پدر آیا سلامت و خوب است؟

صدقه هم كنار بُگذارید

 

خواهر كوچكم نمیفهمید

مادرم منحنی و خم شده بود

انتظار و سكوتِ نافرجام

خانه یكسر تمام غم شده بود

 

اسمها را دوباره میخواندیم

دارد آمار میرود بالا

صد و ده _نه  دویست _نه  سیصد

ناگهان اسمی آشنا حالا

 

مادر از حال رفته غش كرده

چند زن دور او به دلداری

خواهرم كوچك است دق نكند

پس كجایی پدر بیا یاری

 

صوت قرآن  صدای الرحمان

راه را طی نكرده  برگشتیم

خواب هستم و یا كه بیدارم

چقدر زود بی پدر گشتیم

 

گفته بودی كه زود میآیی

قول دادی درست قبل غدیر

پای قولت چرا نماندی پس

حق بده پس اگر شدم دلگیر

 

داده بودم برات بنویسند

روی یك پرچم بلندِ سه رنگ

پدرم حجُ وسعی تو مقبول

وٓكنارش دوبیت شعر قشنگ

 

چقدر نقشه بود توی سرم

مثلاً نقل وقت آمدنت

گوسفندی برات سر ببریم

یك عرق چین به رنگ پیروهنت

 

كارتهایی كه نام تو خورده

دعوت دوستان به صرف نهار

چه بگویم به دخترت بابا

نه ، نمانده براش صبر و قرار

 

چه كسی میدهد به او پاسخ

گونه ای كه به او زیان نرسد

كاش ساكی كه پر ز سوغاتی است

هرگز اینجا به دستمان نرسد

 

چِقٓدٓر زود دیر شد بابا

خستگی مانده است تویِ تنم

از سفر قبل امدن باید

ریسه ها را یكی یكی بِكَنَم

 

راستی گوییا اجل نگُذاشت

سر خود را كچل كنی بزنی

گفته بودی بگویمت حاجی

حاج بابای مهربان منی

 

 
سید امیر حسین میرحسینی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



بین هوهوی باد پاییزی نغمه های هَزار پیچیده باز در کوچه کوچه ء شهرم خبری ناگوار پیچیده فصل پاییز و ب
یکشنبه 05 مهر 1394 ساعت 11:40 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

در پی فاجعه کشتار حجاج در منا

بین هوهوی باد پاییزی
نغمه های هَزار پیچیده
باز در کوچه کوچه ء شهرم
خبری ناگوار پیچیده

فصل پاییز و برگ ریزان است
قاصدک باز هم خبر آورد
خبرش کوچ صد پرستو بود
اشک ما را چه خوب در آورد

صبح دیروز بود، مجنونی
راهی سرزمین لیلا شد
دیدم از پشت پنجره، امروز
بَنر خیر مقدمش وا شد

و شنیدم که مادری می گفت:
پدرت گرچه بر نمی گردد
دخترم! باز هم خدا را شکر
که نصیب تو سر نمی گردد

در غریبی اگر چه جان داده
پیکرش را درست می آرند
زائر خانهء خدا بوده
احترامش نگاه می دارند

جان عالم فدای طفلی که
منزلش در خرابه ها بوده
سهم او از پدر فقط سر بود
سر خونین و خاک آلوده

 

محمود مربوبی

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



قصدمان سیر تا خدا بود و از وطن نیت سفر کردیم اشک می ریختیم و اهل و عیال آب می ریختند، برگردیم کودک و
یکشنبه 05 مهر 1394 ساعت 11:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

در پی فاجعه کشتار حجاج در منا

 

قصدمان سیر تا خدا بود و
از وطن نیت سفر کردیم
اشک می ریختیم و اهل و عیال
آب می ریختند، برگردیم

کودک و پیرها نه حتی ما
سخت می شد کمی نفس بکشیم
باز در دل به عشق می گفتیم:
"ما محال است پای، پس بکشیم"

ناگهان حاکمان آل سعود
قصد اخلال امر حج کردند
همه در ازدحام افتادند
راه حجاج را که کج کردند

ازدحام مدینه را دیدیم
گذر ما به مکّه تا افتاد
و همان دم به چشم خود دیدیم
مادری زیر دست و پا افتاد

 

مظاهر کثیری نژاد

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



یاران، سبکباران، چه زیبا پر گرفتند خوش در کف اخلاص جان و سر گرفتند آنانکه تن را، همره جان میکشاندند
یکشنبه 05 مهر 1394 ساعت 10:18 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

 

در پی فاجعه کشتار حجاج در منا

 

یاران، سبکباران، چه زیبا پر گرفتند
خوش در کف اخلاص جان و سر گرفتند

آنانکه تن را، همره جان میکشاندند
با پای سر خود را به مسلخ میرساندند

با جان و دل، چون رو به قربانگاه کردند
خود را همه، قربانیِ الله کردند

مَحرم شدند و مُحرم مقصود ماندند
در حالت سجده بر آن مسجود ماندند

حج را، چو ابراهیمیان آوازه دادند
حجاج بیت الله، درسی تازه دادند

یاد شهيدان را دوباره زنده کردند
خود را فدای امتی رزمنده کردند

این جان سپردنها بما پیغامی آورد
امواجی از بیداری اسلامی آورد

 شد مفتضح آل سعود، آماده باشید
تا رفتن قوم یهود، آماده باشید

جرثومه کفّار اینک رفتنی شد
تابوی استکبار بی شک مردنی شد

هر جا که هر دولت درافتد با ولایت
ضرب المثل گردد در عالم، بی کفایت

مُشت ابوسفیانِ استکبار وا شد
آمال دُور مشرکین باد هوا شد

ما با بنی مروان و مرهب در ستیزیم
با دشمنان دین و مذهب در ستیزیم

ما بولهب های زمان را میشناسیم
شیطان پرستان جهان را میشناسیم

ما کاخهای شیشه ای را رَد گرفتیم
رَد سران مشرک و مرتد گرفتیم

امروز با دشمن، مسلمان آشنا شد
سرتاسر جغرافیای دین، منا شد

امروز مسلخ از یمن، تا قلب شام است
از بیت مَقدَس، تا دل بیت الحرام است

این فتنه ها پرورده قوم یهودند
بازیگر این فتنه ها آل سعودند

اهل بصیرت بعد از این آماده تر شد
این امت آزاده بس آزاده تر شد

نسلی که خود را با شهادت رو به رو دید
راه شهید کربلا را پیش رو دید

ما کربلا را کعبه دل میشماريم
شش گوشه را چون قبله دل میشماریم

پشت سر رهبر، نماز آنجا گذاریم
پا در رکاب مهدی زهرا گذاریم

 

محمود ژولیده

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



یا رب تو بِکَن ریشه ی این ظلم و ستم را پیش از همه آن خائنِ مُزدورِ حرم را یک بارِ دگر فتنه ی عـُمّــــ
شنبه 04 مهر 1394 ساعت 9:56 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پی جنایات آل سعود در منا

یا رب تو بِکَن ریشه ی این ظلم و ستم را
پیش از همه آن خائنِ مُزدورِ حرم را
یک بارِ دگر فتنه ی عـُمّـــــالِ سعودی
انداخته بر دامنِ ما شعله ی غم را
این بوالـهـوسان را تو زِ این خانه برون کن
وا کن بَرِ ما باز تو ابوابِ کرم را
یاران همه عریان ، همه افتاده به صحرا
آتش زده احوالِ عزیزان جگرم را
یک سو پدری مانده و دیگر پسری نیست
آن راحتِ جان کرده روان اشکِ قلم را
میگفت من هرگز نروم از دلِ صحرا
پیدا نکنم تا که دمی گل پسرم را
بر کعبه ی ذی مرتبه آن بیتِ الهی
دلخوش به همینم که زند یار عَلم را (۱)
آقا تو بیا ما همه یارانِ شمائیم
داری به خدا جمله دلیرانِ عجم را
در پیشِ قدم های تو من میکنم آقا
قربانیِ تان جمله ی مادر پدرم را
همواره (بداغی) شده شرمنده ز رویت
آقا ز کرم وا بنما بال و پرم را


سیروس بداغی

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



خورشید به گود آمده سرگرم قنوت است این آل سعود است که در حال سقوط است هستند شیاطین همه درگیر تبانی
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:39 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پی جنایات آل سعود در منا

 

خورشید به گود آمده سرگرم قنوت است
این آل سعود است که در حال سقوط است

 

هستند شیاطین همه درگیر تبانی
ایران شده آماده ی یک جنگ جهانی

 

آماده شده لب بزند جام جنون را
صادر کند از نفت عرب بشکه ی خون را

 

بیزار ز جنگیم ولی مرد جهادیم
دادیم سر و دست ولی باج ندادیم

 

ما با احدی نیز نداریم سر جنگ
لعنت به بلادی که شد آغازگر جنگ

 

ما هیچ زمان حمله نکردیم به جایی
ما مرد دفاعیم ولیکن چه دفاعی !

 

شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است
مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است

 

ما منتظر حمله ای از سوی حجازیم
تا بین بقیعش حرمی ناب بسازیم

 

یا حیدر کرار زند نقش به زودی
بر پرچم سبز عربستان سعودی

 

از روضه ی عباس شرف یاد گرفتیم
یک عمر از او یکسره امداد گرفتیم

 

ما غیر کفن بر تن خود جامه نداریم
ای شمر برو شوق امان نامه نداریم

 

با سرور و پیغمبر خود هم وطنی شد
هر کس که در این برهه اویس قرنی شد

 

مرشد به طرب ضرب بزن وقت حماسه ست
مداح بخوان وقت غم و سینه زنی شد

 

دُر نجف سینه ی ما از غم یاران
خونین شد و مانند عقیق یمنی شد !

 

یا فاطمه گفتیم گذشتیم ز طوفان
گفتیم "علی" ناشدنی هم شدنی شد

 

آماده ی آنیم بپوشیم کفن را
ایران که نمرده ست بگیرند یمن را

 

هر شاه سعودی شده یک نوکر دربست
در پشت لباس عربی فتنه ی غرب است

 

ننگی که به پیشانی شاهان سعودیست
زیر سر یک مشت مسلمان یهودیست !

 

چشمان جهان در پی آن یکه سوار است
این عطر یمانیست که لبریز بهار است

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



به مظلومیت کشته شدگان عید قربان سال 94: خبری تازه شهر را پر کرد خبری ناگوار و رقت بار تیتر اصلی حکایت
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به مظلومیت کشته شدگان عید قربان سال 94

خبری تازه شهر را پر کرد
خبری ناگوار و رقت بار

تیتر اصلی حکایت از این داشت
که خیانت دوباره شد تکرار


ابتدا روز یازده سپتامبر
سنگ بر زائران حق بستند

همه دیدند نوکران یهود
تا چه حد بی مروت و پستند


خون آن ماجرا نخشکیده..
باز بر جان مردم افتادند

برده های سیاه بخت چه خوب
پیش ارباب دم تکان دادند


لاشخورهای منطقه امسال
عید را بر همه عزا کردند

کاسه لیسان بی صفت اینبار
جان حجاج را فدا کردند


شأن والای خاندان سعود
کمتر از یک مترسک چوبیست

طی این سالها نشان داده
سگ تعلیم دیده ی خوبیست


آفتابی دوباره میتابد
یخ این قصه آب خواهد شد

شک نکن طبق آیه ی قرآن
قوم ظالم عذاب خواهد شد


عزم طوفان دیگری در ماست
رخش حمله به خائنان زین است

و ید الله فوق ایدیهم
آخر شاهنامه شیرین است


در دل شب به گوش خاموشان
ما ندای بلند تکبیریم

از شما گرگ ها به زودی زود
انتقامی درست میگیریم


در مسیر ولایت و قرآن
محکم و استوار میمانیم

عید قربان بعد در مکه
پشت مولا نماز میخوانیم

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است ما منتظر حمله ای از سوی حجازیم تا بین ب
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:37 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

شمشیر عجم منتظر رخصت جنگ است
مکه بشود مرکز ایران چه قشنگ است

ما منتظر حمله ای از سوی حجازیم
تا بین بقیعش حرمی ناب بسازیم

"یاحیدرکرار" زند نقش به زودی
بر پرچم سبز عربستان سعودی

از روضه ی عباس شرف یاد گرفتیم
یک عمر از او یکسره امداد گرفتیم

ما غیر کفن برتن خود جامه نداریم
ای شمر برو شوق امان نامه نداریم

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



ناگهان بغض دلی واشد از این حس سجود چند صد کشته بجا مانده در این واقعه بود شاعری باعصبانیتش این بیت
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ناگهان بغض دلی واشد از این حس سجود

چند صد کشته بجا مانده در این واقعه بود

شاعری باعصبانیتش این بیت سرود

لعن الله علی طایفه ی آل سعود

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



حرم امن خدا غرقه ی در خون کردند قوم قابیل چه بر حاجی مجنون کردند بیت, الله سیاه از غم مهمان پوشید با
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پی جنایات آل سعود در منا

حرم امن خدا غرقه ی در خون کردند
قوم قابیل چه بر حاجی مجنون کردند


بیت, الله سیاه از غم مهمان پوشی
د
با غزالان منا قوم جفا چون کردند


لکه ی ننگ وهابی نشود پاک ز دهر

گر چه کشتار به صد حیله وقانون کردند


لاله پوشید تمامی زمین مکه

تا ابد داغ به پیشانی گردون کردند


سینه ای چاک ز داغ و غم گلها داریم

حاجیان را ز چه رو غرقه ی در خون کردند


شاعران گرد هم آییم وسراییم آنان

حج خون در حرم امن خدا چون کردند؟


بر در میکده ی شعر سیه پوشیدند

ای "صبا"باده نخور میکده محزون کردند

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



"بر آل سعود لعنت" لعنت به جفا کردن شورای سقیفه لعنت به خلافت ، به ولیعهد و خلیفه لعنت به رژیمی که شد
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:35 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

"بر آل سعود لعنت"
لعنت به جفا کردن شورای سقیفه
لعنت به خلافت ، به ولیعهد و خلیفه

لعنت به رژیمی که شده نوکر کفار
لعنت به خبیثی که شده حاکم جبار

لعنت به هجومی که دهد بوی خیانت
لعنت به دلاری که شده خرج جنایت

لعنت به تمام سلفی های سعودی
لعنت به شیوخ عرب پست یهودی

لعنت به نشستی که شود حاصل آن جنگ
لعنت به سران عرب خائن صد رنگ

لعنت به در و پیکر اسلام دروغین
لعنت به تو ای مفتی خارج شده از دین

لعنت به تز داعش و وهابی ملعون
لعنت به تب توطئه در لابی صهیون

لعنت به تو ای قاتل حجاج برائت
لعنت به تحجر ، خفقان ، ظلم و شقاوت

ای خصم علی سایه ی شرت بشود کم
هیهات اگر شیعه سرش را بکند خم

انصار خدا فاتح میدان جهادند
دل را به دل گل پسر فاطمه دادند

این طایفه از تیزی خنجر نهراسد
جز سرخی خون رنگ مطهر نشناسد

امروز اگر شیعه کمی تحت فشار است
فردا سر عدوان علی بر سر دار است

کردی تو خیانت٬ تن مومن شرر افتاد
" با آل علی هرکه درافتاد ورافتاد "

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



در پی جنایات آل سعود در منا
جمعه 03 مهر 1394 ساعت 11:15 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در پی جنایات آل سعود در منا

خبر از سمت منا آمد و من گشتم پیر
دیگر از دست خودم هم شده ام اینک سیر
رهبر آل سعودی به کجا هست که من
روی آن گردن نحسش بگذارم شمشیر

آی ای مردم دنیا ز چه رو لال شدید
میوه بودید همه در عجبم کال شدید
این سعودی بخدا نوچه ی اسرائیل است
حال که وقت نبرد است چه بی حال شدید

گر قرار است بمیرند ، مرا هم بکشید
نگذارید که چون ابر ببارم، بکشید
طاقتم طاق شده از غم این حادثه ها
نرسانید مرا تا به محرم ، بکشید

 

موضوعات مرتبط: اشعار متفرقه , اشعار تبری ,



تقدیم به مدافعان حرم
پنجشنبه 02 مهر 1394 ساعت 15:36 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم

 من که آرامم و در وقت خودش زلزله ام
العجل یا ولی الله بود زمزمه ام
وای اگر یک سلفی پا به حرم بگذارد
 کردم آماده برایش سر تیز قمه ام

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
داغ او را به دل مادر او بگذارم

گر بپرسی ز حرامی پدرت اهل کجاست؟؟
پدری داشت اگر جایزه ات کوه طلاست
آن که شد دشمن مولا علی و همسر او
مادرش در همه جا در همه جا در همه جاست

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
تیغ را روی رگ حنجره اش بگذارم

زینبی هستم و با گنبد او هموطنم
به فدای حرمش این قطعات بدنم
بخداوند قسم من هم اویس قرنم
هر که آید به مصافش سر او می شکنم

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
سنگ داغی روی چشمان ترش بگذارم

دشمن حضرت مولا به کجا می آیی
بهر تخریب سوی کرب و بلا می آیی
وای اگر سر زند از تو غلط بی جایی
بزنم گردنت از ناحیه ی بالایی

بخدا گر قدمی بهر سرت بردارم
سر قناسه به روی بدنت بگذارم


جعفر ابوالفتحی

 

منبع : http://neyjaf.ir/




تقدیم به مدافعان حرم(حتما بخونید) من که آرامم و در وقت خودش زلزله امالعجل یا ولی الله بود زمزمه امو
دوشنبه 29 تير 1394 ساعت 1:47 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

تقدیم به مدافعان حرم


 من که آرامم و در وقت خودش زلزله ام
العجل یا ولی الله بود زمزمه ام
وای اگر یک سلفی پا به حرم بگذارد
 شده آماده برایش سر تیز قمه ام

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
داغ او را به دل مادر او بگذارم

گر بپرسی ز حرامی پدرت اهل کجاست؟؟
پدری داشت اگر جایزه ات کوه طلاست
آن که شد دشمن مولا علی و همسر او
مادرش در همه جا در همه جا در همه جاست

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
تیغ را روی رگ حنجره اش بگذارم

زینبی هستم و با گنبد او هموطنم
به فدای حرمش این قطعات بدنم
بخداوند قسم من هم اویس قرنم
هر که آید به مصافش سر او می شکنم

بخدا گر قدمی بهر سرش بردارم
سنگ داغی روی چشمان ترش بگذارم

دشمن حضرت مولا به کجا می آیی
بهر تخریب سوی کرب و بلا می آیی
وای اگر سر زند از تو غلط بی جایی
بزنم گردنت از ناحیه ی بالایی

بخدا گر قدمی بهر سرت بردارم
سر قناسه به روی بدنت بگذارم


 


جعفر ابوالفتحی

 

وای اگر سید علی حکم جهادم دهد
 




در اعتراض به فیلم سراسر تحریف رستاخیز دلم از غصه ات ای ماه حرم لبریز است همچو برگی که تنش ریخته در پ
سه شنبه 23 تير 1394 ساعت 20:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در اعتراض به فیلم سراسر تحریف رستاخیز

دلم از غصه ات ای ماه حرم لبریز است
همچو برگی که تنش ریخته در پاییز است
قلب مهدی و حسین و علی و شیعه ی او
زخمی از قصه ی تحریفی رستاخیز است

جعفر ابوالفتحی

یا مهدی از دست خودی فریاد فریاد




به وهابیّ لاکردار، لعنت به خصم حيدر کراّر، لعنت به داعش ها، به خنجرها،به آنکه... کند با شيعه ها پيکا
شنبه 13 تير 1394 ساعت 15:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

به وهابیّ لاکردار، لعنت
به خصم حيدر کراّر، لعنت

به داعش ها، به خنجرها،به آنکه...
کند با شيعه ها پيکار، لعنت

به چشم شور اسرائیل غاصب
که دارد انعکاسی تار، لعنت

اگر هستی مطیع امر رهبر
بگو بر این سگان هار لعنت

به کشتار مسلمانان عالم
همانکه ميکند اصرار، لعنت

به آنانکه سر از شيعه بريدند
بگو با حضرت جبّار، لعنت

به قلب سنگ بوسفيان دجاّل
به نسل دشمن غداّر، لعنت

به زندانبان، که برموسی بن جعفر
لگد ميزد دم افطار، لعنت

به امّ الفضل و جعده، بر يهودی
به حکّام عرب بسيار، لعنت

به آنکه از خديجه رو گرفته
به هنده آن زن خونخوار، لعنت

به هرزه چشم های شام و کوفه
به هرچه بود نيزه دار، لعنت

به حجاّج ابن يوسف، بر مغيره
به آنکه هست از کفاّر، لعنت

به سعد بن ابی وقّاص تا حشر
بگو با يک دل بيدار، لعنت

به سربازان ابن سعد ملعون
که بودند گله ای کفتار، لعنت

به آنانکه به زينب خنده کردند
ميان کوچه و بازار، لعنت

به شهر کوفه و بر، وعده هايش
به شمر و حرمله هر بار، لعنت

به خولی، بر سنان، بر ابن ملجم
به عمر و عاص بی مقدار، لعنت

به هارون الرّشيد بی مروّت
که دارد يک دل بيمار، لعنت

به آن هیزم به دستان مدینه
که بسته قلبشان زنگار لعنت

به آنکه حق مولایم علی را
به مکر و حیله کرد انکار لعنت

به آنکه اشک زهرا را در آورد
به مسمار و در و دیوار لعنت

به زجر و باعث و بانیِ اشکِ...
سه سالِ، یکصد و ده بار لعنت

به خصمِ اهل بیت پاک زهرا
به آنکه دادشان آزار لعنت

دمادم ذکرِ ( ذکرخیر ) این است
به اهل کوفه بی عار لعنت

رضاباقريان.مشهدمقدس

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



"به یاد شهیدان مدافعان حرم" ما "غیرتمان" گوشه ای از غیرت "سقاست" ناموس تشیع "حرم زینب کبری ست" ما
چهارشنبه 10 تير 1394 ساعت 9:6 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

"به یاد شهیدان مدافعان حرم"

ما "غیرتمان" گوشه ای از غیرت "سقاست"
ناموس تشیع "حرم زینب کبری ست"

مانند "اباالفضل" شدن فرض محال است
لیکن همه ی هستی ما "زینب کبری" ست

اطراف حرم گرچه پُر از "خولی و شمر" است
دنیای تشیع "سپر زینب کبری ست"

"شیران مدافع" دلتان شاد که "عباس"
"همراه شما در حرم زینب کبری ست"..

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



مجنون شده ى ميرو علم ميباشم مديون آن قامت خم ميباشم تاجان به تن دارمو شورى بر سر سرباز مدافع حرم مي
شنبه 06 تير 1394 ساعت 10:48 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

مجنون شده ى ميرو علم ميباشم

مديون آن قامت خم ميباشم

تاجان به تن دارمو شورى بر سر

سرباز مدافع حرم ميباشم


لبيک يازينب(س

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



ای که بیماری چرا نزد تبیب میروی خورده نان صفره ی زینب کفایت میکند
چهارشنبه 03 تير 1394 ساعت 10:22 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ای که بیماری چرا نزد تبیب میروی

خرده نان صفره ی زینب کفایت میکند




ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان میکنیم پایگاه کفر را با خاک یکسان میکنیم خدشه ای وارد شود بر مرقد آل ع
سه شنبه 02 تير 1394 ساعت 15:12 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

ذوالفقار حیدریم یکباره طوفان میکنیم
پایگاه کفر را با خاک یکسان میکنیم
خدشه ای وارد شود بر مرقد آل علی
کربلا را تا مدینه بیت الاحزان میکنیم

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



هشدار به منکران حضرت حیدر(ع)" : : "ما آمده ایم که ردتان را بزنیم" "در نقض حدود ، حدتان را بزنیم" "ا
سه شنبه 02 تير 1394 ساعت 15:0 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

هشدار به منکران حضرت حیدر(ع)"
:

  "ما آمده ایم که ردتان را بزنیم"

  "در نقض حدود ، حدتان را بزنیم"

 "از فضل الهی تبری می خواهیم"

  "تا ریشه هفت جدتان را بزنیم

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



محکومیت توهین های هتاکین یارب بپذیر این همه نفرین را از حد گذرانده بی حیا توهین را از دست علمدار ف
شنبه 05 ارديبهشت 1394 ساعت 10:49 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

محکومیت توهین های هتاکین

 

یارب بپذیر این همه نفرین را

از حد گذرانده بی حیا توهین را

از دست علمدار فقط كار آید

جز شیر كه باید بزند شاهین را

***

هرگونه جسارت به شما محكوم است

نابودیِ دشمن علی محتوم است

در چهره ی آن كس كه كند هتاكی

آثارِ حرام زادگی معلوم است

***

گیرم كه قلم به كافر افتاد مخور غم

یك لكه به روی دفتر افتاد مخور غم

تاریخ نشان داده كه با پنجه ی عباس

هر كس كه در افتاد ور افتاد مخور غم

 

سعید پاشازاده

 

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



این غرش آسمان دگر بارانی ست این بار حریف ما رگش شیطانی ست ای ٭ال سعود٭ بر حضر باش و بدان شیران یمن
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 10:28 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

این غرش آسمان دگر بارانی ست

 این بار حریف ما رگش شیطانی ست

 ای ٭ال سعود٭ بر حضر باش و بدان

شیران یمن نژادشان ایرانی ست

 شاعر:م.نجیمی

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



در واکنش به اهانت اخیر سگ دست آموز انگلیس شاهین نجفی (کرکس نجسی) به علمدار کربلا قمر منیر بنی هاشم
سه شنبه 01 ارديبهشت 1394 ساعت 14:55 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

در واکنش به اهانت اخیر سگ دست آموز انگلیس شاهین نجفی 

   (کرکس نجسی) به علمدار کربلا قمر منیر بنی هاشم

حضرت ابالفضل العباس (ع)

گله دارم ز زمین ازچه به خود مینازد؟

ز چه آسوده نشسته که سگی میتازد ؟

به خدا دست خودم نیست چنین بیتابم

خبری آمد و از دیده برون شد خوابم!

مَلک ‌واِنس ز یک زوزه پریشان شده اند

جِنّیان از شدن خویش پشیمان شده اند

آسمان شد سیه و آنکه جنایت کرده

 دگر اینبار به عباس اهانت کرده
 
اهل عالم نَفَسَم یکسره طوفان دارد

چه کسی تابِ جسارت به عمو جان دارد؟!

ای که هرچند صباحی هوس خون داری

به خدا میرسم هر جا که تو پا بُگذاری

قبر خود را بِکَن آخر که شده نوبت تو

حیفِ نامِ نجفِ شاه که شد شهرت تو
 
به چه جرات دل ماغرق تشوّش کردی؟

بی شرف نزد که تعلیم توحّش کردی؟

طعم یک سیلی مردانه چشیدی یا نه؟!

چیزی از خشم ابالفضل شنیدی یا نه؟!

هرکجا گم بشوی پیش تو من می رُویَم

قبلِ قَتلتْ صدوسیّ وسه علی میگویم

نجسِ بی پدرِ رذل، قسم می کُشَمَت!

به دو دستان ابالفضل قسم میکشمت!

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



صلح و دعوای زرگزی هرگز با سعودی برادری هرگز نسبتی نیست بین من با تو نطفه ی من حلال ، اما تو! چقدر شبه
جمعه 28 فروردين 1394 ساعت 11:3 | نویسنده : خادم الزهرا (س) | ( نظرات )

صلح و دعوای زرگزی هرگز

با سعودی برادری هرگز

نسبتی نیست بین من با تو

نطفه ی من حلال ، اما تو!

 چقدر شبهه در نژادت هست!

پرچم مادرت که یادت هست؟

می گذارم به روی قرآن دست

ندهم با عناد ورزان دست

محتلم استخاره ای کردی که

باز قلاده پارده کردی که

چه خبر از شکست در بحرین؟

کم دگر می روی سفر بحرین!

دلخوری بابت عراق از من

گر گرفتی! بسوز اجاق از من

سوریه ذلت تو را دیدم

پوزه ات را به خاک مالیدم

در حلب مادرت... سه تا نقطه

در یمن خواهرت... سه تا نقطه

باز برگشته بخت تو بد بخت

با دم شیر ور نرو بد بخت

وای اگر نعره ی جنون بکشم

جده ات را به خاک و خون بکشم

زخم دیروز را به یادآور

تیغ فیروز را به یادآور

متن تاریخ من گواهی داد

سر خود را به باد خواهی داد

شاعر: وحيد قاسمي

موضوعات مرتبط: اشعار تبری ,



تعداد صفحات : 3


 
منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات
لینک دوستان
آرشیو مطالب
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 26719
:: کل نظرات : 2618

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 10
:: تعداد اعضا : 1812

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 1,142
:: باردید دیروز : 997
:: بازدید هفته : 4,033
:: بازدید ماه : 23,152
:: بازدید سال : 222,779
:: بازدید کلی : 15,699,907